تبليغاتX
صالحین
وقتی فرهنگ شهدا را نادیده می گیریم !





راستی !اگر اکنون یکی ،تنها یکی از آن سبکبالان عاشق از ما سؤال کند که :ما برای حفظ ناموس این کشور رفتیم ،شما بعد از ما حتی به ناموس همسایه دیوار به دیوارخودتان هم رحم




نکردید !چه پاسخی داریم ؟!


تصور بفرمائید اگر این فرهنگی که الان حاکم شده است که هرکس در هر مقام




و منصب، برای ادای وظیفه اش به کشور،درخواست مادیات دنیوی میکند،اگر در زمان دفاع مقدس نیز این اخلاق حاکم بود چه میشد؟


در زمانی که برای تهییج به اصطلاح قهرمانان کشتی ،وعده تحویل خودرو در فرودگاه داده میشود !در زمانی که رکورد شکنی،جایزه اش خانه و ماشین و سایر مادیات میباشد! در زمانی که گل زدن در یک بازی فوتبال ، مدال شجاعت ولیاقت و قهرمان ملی ، ارمغان می آورد! اگر همین رویه در زمان دفاع مقدس حاکم بود ، چه می شد؟!





تصوٌر بفرمایید:



پشت میدان مین رزمندگان زمینگیر شده اند ، آیا وعده خودرو و خانه می تواند عاملی برای رفتن بر روی مین باشد؟!آیا با این انگیزه های مادی ، می توان زرنگترین عشاق را داشته باشیم؟!یا برعکس در آن شرایط زرنگی ها هم رنگ عوض می کند و تبدیل به بزدلی می شود؟!



چرا لفظ سراسر ایثار و عشق بسیجی را با سهمیه و کسر خدمت مترادفکرده ایم !

که انگیزه افراد برای بسیجی شدن مادیات و منافع دنیوی شود!




آیا فرهنگ بسیجی و شهدا گذشتن از منافع فردی و جناحی برای اعتلای کشورشان و دینشان نبود؟!




تا حالا با خود فکر کرده اید که چرا بسیجی امروز بویی از بسیجی زمان جنگ ندارد؟!


براستی چه جریان فکری مانع از بروز و گسترش فرهنگ ناب عاشقی درکشوراسلامی ما گردیده است ؟!



آیا دشمن در نفوذ عوامل بدلی خود تا این حد موفق عمل کرده است که سراسر شبکه های تلویزیونی ، رادیویی و رسانه ای ما را در اختیار گرفته و به هر مناسبت چهره هایی را در منظر دید نسل جوان کشورمان قرار می دهد که یا فوتبالیست است یا خواننده ، یا هنر پیشه ، و… چرا بجای الگو قرار دادن اینگونه افراد برای نسل جوان ، نمی آییم شهدای زنده را مطرح کنیم؟!



چرا به جای قهرمان ملی خطاب کردن فلان فوتبالیست و معاف کردن او از خدمت سربازی، و دادن نشان افتخار و لیاقت به اینگونه افراد ، نمی آییم به شهدای زنده بها بدهیم؟! چرا همگام با دشمن سعی در فراموش کردن فرهنگ عاشقان سفر کرده را داریم؟!



وقتی می آییم فلان خواننده و هنرپیشه مرد را که زیر ابرو برداشته است،




ویا فلان هنرپیشه زن بزک کرده را که در جامعه به عنوان افراد فاسد لاخلاق شهرت یافته اند ،برای نسل جوان چهره و الگو میکنیم،





چه توقعی برای رعایت هنجارهای دینی و اخلاقی جامعه،





توسط نسل جوان داریم؟!



وقتی می آییم فلان ورزشکار فاسد الاخلاق را الگوی جوانانمان قرار


میدهیم که حتی در میادین ورزشی نیز بوی از جوانمردی نبرده است ،از


جوانانمان چه توقعی داریم؟!



وقتی منفعت طلبی و شهرت طلبی را رواج دادیم ، باید اینگونه


مدعیان دروغینی پیدا شوند که در آثار ، نوشته ها ، و فیلم


هایشان و...، تنها منافع مادی خود را مد نظر داشته


باشند ! و برای نیل به این اهداف مادی حتی بدترین و


سخیف ترین توهین ها را به مقام شامخ شهدا روا بدارند


تا سود بیشتری از گیشه های اجنبی پسند ، دریافت


کنند!





( متاسفانه اینگونه هنرمندان ، نویسندگان و کارگردانان


به مانند علف های هرز ، در حال گسترش هستند!)


وقتی می آییم ارزش خدمت به کشور و کسب افتخارات ملی را با سکه و




ماشین برابر میدانیم ،دیگر جایی برای عرق ملی و ارزشهای والای




مذهبی و اخلاقی باقی نمی ماند. براستی کجا رفت آن فرهنگ



عاشقی و آن زرنگی های عاشقانه؟!

کجا رفت آن فضای عشق و ایثار؟! کجا رفت رضای خدا در تمامی امورمان
؟! کجارفت سوز دعا هایمان ؟! کجا رفتند خادمان بی

ادعا؟! کجا رفت لحظه های ناب معاشقه؟! ؟!

شما جناب مسؤول فرهنگی! شما جناب مسؤول سیاسی! شما متولیان




امر! چه کردید که دشمن را در اجرای اهداف خود آنچنان گستاخ نموده اید




که حماسه هشت سال جانفشانی عاشقان مَرد را از یاد برده ،






و در پشت مرزهای کشورمان به رجز خوانی افتاده است.

بگذریم…

بیان غفلتها و اشتباهات گذشته ، به جز آنکه عرق شرم بر پیشانی و جدانهای بیدار بنشاند، کار دیگری انجام نمی دهد.


بیایید منبعد در هرکجا که هستیم ، در هر پست و مقامی که هستیم ، در هر وضعیتی که هستیم، با هر توان و امکاناتی که داریم ؛ سعی کنیم دشمن از غفلتهایمان سوءاستفاده نکند.




بیایید منبعد امکانات و مقدورات نظام اسلامی کشورمان را درجهت اهداف دشمن مورد استفاده قرار ندهیم.




بیایید منبعد بوی کباب واقعی را به کباب خوران بیت المال بچشانیم!



بیایید منبعد بجای چهره کردن هنر پیشه ، خواننده ، ورزشکار،و…؛شهدای زنده را به جامعه جوان و تشنه فرهنگ ناب عاشقی معرفی کنیم.



بیایید منبعد بجای اعطای نشان های پر زرق و برق دنیایی به





افرادی که بویی ازفرهنگ عشق و ایثار نبرده اند ؛ نگاهی به شهدای زنده که در گوشه آسایشگاه ها یا کُنج غربت، لحظه ها را برای رسیدن زمان وصال معشوق ، سر می برند؛اهداء کنیم.



بیایید منبعد حداقل قدر شناسان خوبی برای پاسداران نوامیسمان در هشت سال دفاع مقدس باشیم.



بیایید منبعد برای نسل جوان فعلی ، بجای عشق های مجازی و منحرف دنیایی ،عشق واقعی را تعریف و الگو قرار دهیم.



نگویید چگونه؟!د‍ُرست به همان صورت که در این چند سال گذشته فرهنگ ناب عاشقی و عشق بازی سبکبالان عاشق را با فرهنگ مُد گرایی، چهره پرستی هنرپیشگان ، خوانندگان ، و ورزشکاران معاوضه کردیم.



نگویید چگونه؟!درست همانگونه که در این چند سال گذشته، آن فضای پاک و زلال عاشقانه را اینگونه مسموم و زهر آلود کرده ایم.



نگویید چگونه؟! همانگونه که در این چند ساله ، مداحان اهل بیت سلام الله علیه را خواننده کردیم!


اگر دقت کنیم ، راه کار در عملکرد این چند ساله خودمان مستتر است! تنها






بجای چهره نمودن برخی …، عاشقان حقیقی و شهدای زنده را جایگزین کنید.همه چیز خود به خود در مسیر الهی قرار می گیرد...



بیایید…بله! شما بیایید،آنها آمده اند . تنها یک یا علی می خواهد تا عشق دگربار آغاز شود. زیرا:



فرهنگ شهدا،فرهنگ ایثار و از خودگذشتگی است.





فرهنگ شهدا،فرهنگ خدمت به خلق خدا در بالاترین حد است.



فرهنگ شهدا،فرهنگ مبارزه با منفعت طلبی و خود خواهی های فردی است.



فرهنگ شهدا،فرهنگ عدالت علی (ع )،صبوری حسن (ع ) شجاعت حسین (ع ) ، و فریاد رسای زینب (س ) است.



فرهنگ شهدا ، فرهنگ مبارزه با هر فسادی ،تحت هر عنوانی، و از سوی هر فردی میباشد.



فرهنگ شهدا…





جان کلام ، بیائید از جبهه ها به همراه پیکر مطهر شهدا، فرهنگ ناب عاشقی





آنان را به شهرها بیاوریم.
+ نوشته شده توسط عماد در یکشنبه شانزدهم اسفند 1388 و ساعت 8:3 |
سخنراني روشنگرانه حجت الاسلام ماندگاري،
امام نفرمود پشتيبان بچه هاي من باشيد
"فتنه از بيست سال پيش شروع شد؛ از وقتي که پاداشهاي آنچناني به بعضي از مديران و آقازاده ها دادند."
صداي شيعه : حجت الاسلام ماندگاري، از مدرسين حوزه و دانشگاه و مسئول تفحص شهداي قم، در جريان تجمع اعتراض
آميز مردم در مقابل دادگستري مشهد در اعتراض به سران فتنه که اخيرا برگزار شد، به ايراد سخنراني روشنگرانه اي پرداخت که
در ادامه به محورهايي از آن اشاره مي شود.
فتنه از بيست سال پيش شروع شد!
فتنه از بيست سال پيش شروع شد؛ از وقتي که پاداشهاي آنچناني به بعضي از مديران و آقازاده ها دادند . لقمه حرام خوار،
صحبتهاي امام حسين عليه السلام هم به گوشش نمي رود و رو در رويش مي ايستد.
همه، آبرويشان را وسط بياورند.
هرکس امروز آبرويي دارد، به واسطه اسلام و خون شهداست؛ بايد آن را براي دفاع از ولايت و مکتب به ميدان بياورد.
زمان ما شباهت هاي زيادي به دوران امير المؤمنين دارد.
فتنه ٤ بعد دارد: قاعدين، ناکثين، قاسطين و مارقين
١. قاعدين:
ابو موسي اشعريها، کس اني که ادعاي زياد، عمامه هاي گنده، محاسن بلند و سابقه طولاني دارند، اما از جهاد و شهادت
مي ترسند . به اميرالمؤمنين مي گفتند : به معاويه چه کار داري؟ امروز هم به ولي فقيه مي گويند : چه کار به غزه و لبنان و عراق و
افغانستان و شيعيان يمن داري؟ به کشور خودمان برسيد!
ما امروز مرجع تقليد قاعد نمي خواهيم
يک روز خطاب به بزرگان حوزه گفتم : اگر شما مي گوييد خدا لعنت کند کساني را که بعد از پيغمبر از ولايت الهيه اميرالمؤمنين
دفاع نکردند، امروز هم ما مي گوييم: خدا لعنت کند کساني را که امروز از ولايت الهيه ولي فقيه دفاع نمي کنند.
منبرهايتان به برکت خون شهداست
جبهه اول فتنه خيلي هم وجيه هستند، بعضيشان در مشهد منبر دو هزار نفري دارند، ولي در منبرهاشان حتي يک کلمه از امام و
شهدا و رهبري نمي گويند . بدبخت ها اگر نمي دانند، از پدربزرگشان بپرسند که در زمان رضاخان، روحاني بايد از تر س،
مخفيانه روضه مي خواند، حالا به برکت خون شهدا دو هزار جوان آمده پاي منبرشان!
٦
٢. ناکثين:
پيمان شکنان . اينها ويژه خوران و رياست طلبند . مي گويند حالا که رئيسيم بايد ما و بچه هايمان امکانات و امتيازات بيشتري
بگيريم. اينها هم خيلي موجهند، طلحه و زبيرند.
زبير به واسطه پسرش از ولايت جدا شد
اين قصه طلحه و زبير که روي منبرها مي گوييم يا دروغ است، يا بايد امروز مردم ببينند زبيري که "مّنا أهل البيت" بود، به واسطه
پسرش از ولايت جدا شد.
بيعت کردند، اما براي منافع خودشان!
اينها هم بعد از رحلت امام آمدند و با مقام معظم رهبري بيعت کردند، اما در بيعتشان دنبال منافع خودشان بودند، دنبال جايگاه
خودشان بودند؛ غافلند روزي که هيچ اعتباري نداشتند همين ولايت دستشان را گرفت و بالايشان آورد و در جايگاه هاي
حساس گذاشت تا از اين بي آبروتر نشوند.
امام نفرمود پشتيبان بچه هاي من باشيد
همچنانکه ناکثين در خانه پيغمبر رفتند و همسر پپيغمبر را آوردند، اينها هم مي روند افراد دسته سه و چهار بيت امام را
مي آورند . ٢١ جلد صحيفه امام را بگرديد، يکجا نمي بينيد امام فرموده باشد اگر راه را گم کرديد، از طريق بچه هاي من راه را
پيدا کنيد، بلکه مي فرمايد پشتيبان ولايت فقيه باشيد.
مگر پدرم پادشاه بود که من ولي عهدش باشم؟
بعد از رحلت امام، چند نفر از همين طايفه آمدند پيش حاج احمد آقا، گفتند : مجتهدي، محبوبيت داري، ده سال هم مشاور
بزرگترين رهبر سياسي -مذهبي دنيا بودي . چرا تو ولي فقيه نشوي؟ فرمود : پدرم شاه نبود که من ولي عهدش باشم؛ پدرم
ولي فقيه بود و امروز هم ولي فقيه منتخب خبرگان و مؤيد به تأييد امام زمان بايد جانشينش باشد.
خط کش ما ولايت است
"إّنا نحن نزّلنا الذّکر و إّنا له لحافظون "، "و من أعرض عن ذکري فإن له معيشة ضنکا" امام صادق عليه السلام فرمودند منظو ر از
ذکر، ولايت ما اهل البيت است. ما معتقديم ولايت فقيه جداي از ولايت اهل بيت و رسول خدا و ولايت حضرت حق نيست.
خيلي نترسيد از اين که بعضي سابقه دارها زير سؤال بروند
نترسيد از اين که بعضي مي روند همسر و خواهر و فرزند شهيد را مي آورند، ملاک براي
ما خط مشي شه يد است . در ٥٥ هزار وصيتنامه شهدا که بررسي شده، ٧٠ هزار بار، يعني
در بعضي از آنها دو- سه بار تأکيد شده بود که خون ما حفاظت از ولايت است.
٧
جعفر کذّاب هم فرزند شهيد بود
ما خط شهيد را از خانواده شهيدي که در خط ولايت نباشد نمي شناسيم . جعفر کذّاب، پسر امام هادي عليه السلام هم فرزند
شهيد بود! مهم براي ما خط ولايت است.
٣. قاسطين:
صفيني ها . قرآن را به جنگ علي عليه السلام بالاي نيزه بردند . عده اي سطحي نگر شبهه کردند . در حالي که مالک اشتر تا کشتن
معاويه يک قدم ديگر فاصله داشت، به او گفتند اگر مي خواهي علي را زنده ببي ني، برگرد . آقايان در دوران اصلاحات، ٨ سال
قانون اساسي را سر نيزه کردند و به جنگ ولي فقيه رفتند . در حالي که من دست روي قرآن مي گذارم، اينها به يکي از قوانين
قانون اساسي هم معتقد نيستند . از سطحي نگري دانش آموزان و دانشجويان استفاده کردند. امروز عمارها لازم است تا ابعاد شبهه
را براي مردم مشخص کنند.
٤. مارقين:
خوارج نهروان، پيشاني پينه بسته ها، سابقه دارها، نماز شب خوان ها؛ هيچ کس جرأت نمي کرد به اينها نزديک شود .
اميرالمؤمنين فرمود خودم بايد چشم فتنه را کور کنم . در نهروان، ٤٠٠٠ هزار نفرشان را به درک واصل کرد . ام روز ما از
ولي امرمان مي خواهيم که به پشتيباني اين مردم، به دعاي ولي عصر و عنايت حضرت حق، خودش چشم فتنه را کور کند.
نه يک قدم جلوتر، نه يک قدم عقب تر
ما نه ترسوييم، نه محافظه کاريم و نه عافيت طلب . ولي منتظر دستور وليمان هستيم . جلوتر از آقايمان حرکت نمي کن يم.
"المتقدم لهم مارق و المتأخّر عنهم زاهق".
خواص نمي خواهند سکوتشان را بشکنند؟
از قوه قضاييه قاطعيت مي خواهيم . وزارت اطلاعات کي مي خواهد مدارکش را رو کند؟ ! از صدا و سيما افشاگري مي خواهيم .
از نمايندگان ولي فقيه در استانها تبيين افشاگرانه و صراحت مي خو اهيم. از مراجع تقليد و اساتيد حوزه و دانشگاه مي خواهيم
که اعلام تنفر کنند، هشدار بدهند و عاشورايي بودن خود را اعلان کنند.
صبر مي کنيم، اما بهانه نمي دهيم
ما کوچکترين بهانه اي به دشمن نمي دهيم . آنها مي خواهند از ما بهانه بگيرند، ولي ما اين آرزو را با آن ها به گور مي فرستيم .
ما حتي قرار است پيرو صبر امير المؤمنين باشيم، که براي حفظ اسلام، کتک خوردن همسرش را هم تحمل کرد . ما منتظر دستور
امام و ولي امرمان هستيم. ما سراپا گوشيم و سراپا شعور و شوريم.
٨
دشمنان علي(ع) در جمل از خوش سابقه ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند.
استاد حسن رحيم پور ازغدي در گفتاري درباره نتايج بروز فتنه از ديدگاه علي (ع) گفت :دشمنان علي (ع) در جمل از
خوش سابقه ترين اصحاب پيامبر (ص) بودند... حسن رحيم پور ازغدي در گفتاري به تشريح نتايج بروز فتنه از ديدگاه حضرت
علي(ع) پرداخت كه بخشي از آن در زير مي آيد.
* خداوند در زمان فتنه اهل حق را رها نمي كند
امام علي (ع) در خطبه ٥٠ نهج البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع م ي شود صحبت مي كند و مي فرمايد كه شروع فتنه از
دو جاست: يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي و دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است.
يك عده در اصول و مفاهيم بدعت مي گذارند، آن را تحريف مي كنند و عده اي هم براي قدرت طلبي و دنياخواهي پيش مي آيند؛
امام علي (ع) فرمود فردي او را ياري مي كند ، فردي در مفاهيم بدعت مي گذارد. ايشان مي فرمايد كه اگر باطل با حق در نياميزد و
مخلوط نشود حق طلبان به ر احتي آن را تشخيص مي دهند و كار باطل پيش نمي رود ولي در فتنه ، فتنه گران اندكي از حق و باطل
را مي گيرند و آن را مخلوط مي كنند؛ يعني زماني كه سخنراني يا منبر آنها را گوش مي كنيد و يا مقاله و كتاب آنها را مي خوانيد
متوجه مي شويد كه مباحث درستي در آن وجود دارد ولي در واقع مقداري از حق و مقداري از باطل با هم مخلوط و ارائه شده
است؛ يعني اين مطالب باطل صريح نيست . حضرت امير (ع) مي فرمايند: اينجاست كه بازار شيطان گرم مي شود و در جامعه
يارگيري مي كند. با اين حال اينجا هم اگر كسي اهل حق باشد و تقوا حق داشته باشد، حضرت امير م ي فرمايند كه خداوند
رهايش نم يكند.
* در زمان فراگيري شبهه اگر حق و باطل را تشخيص نمي دهيد بر جاي خويش بمانيد تا حجت پيدا كنيد
امام علي (ع) در خطبه ١٥١ نهج البلاغه مي فرمايند: مردم شما هدف گيري شديد و مورد آماج بلا و امتحان هستيد، بيدار شويد و
از مستي وفور نعمت و از سختي عقوبت بترسيد؛ آنگاه كه غبار شبهه برانگيزد برجاي خويش بمانيد، حرفي نزنيد و اقدامي نكنيد
و اگر نمي توانيد حق و باطل را تشخيص دهيد بر اساس تعصب و احساسات موضع نگيريد . فرمودند وقتي نمي دانيد حق و باطل
چيست اگر تقواي حق طلبي د اريد، آرام باشيد . زماني كه متوجه نمي شويد و حجت عقلي و شرعي نداريد و بخواهيد بر اساس
احتمال، حدس، گمان، تبليغات و تلقينات موضع بگيريد بيدار باشيد و آنگاه كه غبار شبهه برمي خيزد، بر جاي خويش بمانيد تا
حجت پيدا كنيد . فرمودند وقتي فتنه ها پيدا شود و راه كج پيش پاي هر يك از شما بگذارد و آسيابش بچرخد، فتنه آغازش چون
ابتداي جواني، دلربا، فريبنده و جذاب است اما وقتي پايان يابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانه هاي ضربت سنگ.
حضرت امير (ع) فرمودند: فتنه وقتي مي آيد در ابتداي آن نمي فهميد كه فتنه است چرا كه همه چيز م رتب، قشنگ، درست و
تئوريزه شده است . فرمودند كه اينجا جاي صبر و دقت است . آغاز فتنه از افرادي است كه بر سر قدرت، ثروت و رياست مسابقه
مي گذارند و چون سگان اين مردار را از دندان يكديگر مي ربايند و يكديگر را مي جوند و پس از مدتي پيروان از رهبران اعلام
٩
بيزاري و برائت مي كنند و رهبرانشان از پيروانشان گلايه مي كنند. هر يك تقصير را برعهده ديگري مي گذارد و چون دشمنان از
يكديگر جدا مي شوند، هيچ يك مسئوليت آنچه كردند و مسئوليت فتنه را برعهده نم يگيرند و يكديگر را با لعنت ديدار مي كنند.
* حضرت امير به مردم سفارش مي كند مبادا امام حاكم خود را در اين فتنه ها تنها بگذاريد
حضرت امير (ع) مي فرمايند: وقتي شبهه برمي خيزد بر جاي خويش بمانيد، آنگاه كه شبهه گرد و غبار مي كند، فتنه از رهگذرهاي
پنهان و غير آشكار در مي آيد، پس آنگاه به رسوايي و زشتي مي گرايد. امام علي(ع) در خطبه ٩٣ نهج البلاغه مي فرمايد: فتنه زماني
كه مي آيد از روبرو شناخته نمي شود، وقتي كه تمام مي شود از پشت سر شناخته مي شود يا در جاي ديگري مي فرمايد اي مردم
امام حاكم خود را در اين فتنه هاي تنها مگذاريد تا بعدها خود را سرزنش كنيد. خود را در آتش فتنه اي كه پيشاپيش آن رفته ايد
بي انديشه در مي آوريد همانا من براي شما چراغم در تاريكي، هر كس در تاريكي است و حق را از باطل نم ي شناسد به اين
چراغ بنگرد ، به من بنگرد و راه را بيابد.
* دشمنان علي(ع) در جمل از خوش سابقه ترين اصحاب پيامبر(ص) بودند
حضرت امير (ع) فرمود: در فتنه دل هاي سابقاً مؤمن دو دل و سست مي شوند، مردان سالم گمراه مي شوند، رأي درست و
نادرست در هم مي آميزد، فرزند با پدر كينه مي توزد، پدر و فرزند عليه يكديگر كينه مي ورزند.
در زمان امام علي (ع) يكي از مواردي كه خود حضرت آن را فتنه ناميدند، شورش جمل بود كه منتهي به جنگ جمل شد و اين
جنگ، اولين جنگي بود كه بر علي (ع) تحميل شد يا خود حضرت در نهج البلاغه، شورش طلحه و زبير را فتنه ناميدند و از مردم
خواستند كه آن را سركوب كنند و طي نامه اي به مردم كوفه نوشتند كه ديگ آشوب به جوش آمده و فتنه آغاز شده است؛ همه
به سوي رهبر خود بشتابيد و در جهاد عليه فتنه شتاب كنيد كه تأخير خطرناك است.
دشمنان حضرت علي (ع) در جنگ جمل جزو خوشنام ترين خوش سابقه ترين افراد و اصحاب پيامبر (ص) بودند؛ كساني كه
حضرت امير(ع) مي فرمايد ما از كودكي و خردسالي با هم بزرگ شديم و در جبهه ها هميشه همه در كنار هم بوديم.
طلحه و زبير بارها در جهاد در خط مقدم بودند . شخص ديگر كيست؟ عايشه؛ ام المؤمنين و همسر پيامبر (ص). عايشه جزو
نزديك ترين افراد به پيامبر(ص) بود.
عثمان خليفه سوم كشته و پس از آن شورش شروع مي شود. اين شورش به حدي است كه سه روز جنازه خليفه روي زمين
مي ماند و هيچ كس حاضر نمي شود كه او را دفن كند؛ يعني فضاي مدينه اينگونه بود . مي دانيد كه جنازه عثمان، خليفه سوم را در
نيمه شب و بعد از سه روز آنهم با وساطت اميرالمؤمنين (ع) براي دفن بردند . ابتدا مردم مدينه نگذاشتند كه او در قبرستان
مسلمانان دفن شود و به همين خا طر عثمان را در مقبره و باغ يك كسي دفن و بعد روي آن ديوار خراب كردند تا كسي نبش قبر
نكند كه بعدها همانجا جزو قبرستان بقيع شد.
در واقع خود قضيه قتل خليفه نيز يك فتنه بود و از مواردي بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شده بودند . حضرت امير (ع)
هم منتقد روش حكومتي عثمان بودند و هم در عين حال مخالف قتل خليفه.
١٠
* آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و اقسام رنگ ها و چهره ها و صداها است
خليفه كشته مي شود و مردم به سمت حضرت علي (ع) هجوم مي آورند. اصحاب، مهاجرين و انصار و همه به سمت علي (ع)
هجوم مي آورند كه با يد رهبري را برعهده بگيريد . در ابتدا حضرت مي فرمايند كه من را رها كنيد و سراغ افراد ديگري برويد .
هستند افرادي كه دلشان مي خواهد و براي تحويل حكومت آمادگي دارند . از من بگذريد. من اگر در حاشيه باشم و كمك كنم و
نظارت داشته باشم بهتر از اين است كه مسئوليت حكومت را برعهده بگيرم . آنچه كه براي اجراي عدالت پيش رو داريم انواع و
اقسام رنگ ها و چهره ها و صداها است . بعد از اين خود شما درست تشخيص نخواهيد داد و برخي از شما مقابل من خواهيد
ايستاد. عده اي از شما كنترل احساسات خود را از دست خواهيد داد و ايمان قبلي تان خواهد لرزيد و عقل هايتان ثبات نخواهد
داشت. همه شما قدرت تشخيص نخواهيد داشت؛ يعني اين كار به لحاظ نظري هم ثبات عقلي يعني تشخيص درست حق از
باطل مي خواهد و هم ايمان و قلب محكم؛ ولي اكثر شما اين شرايط را نداريد؛ نه قلب هاي شما براي اين كار محكم خواهد بود
و نه عقل هايتان ثبات خواهد داشت تا حق را از باطل به درستي تشخيص دهيد . من از همين حالا مي بينم كه آفاق تيره و نيمه
تاريك و نيمه روشن خواهد بود و اين را بدانيد اگر من مسئوليت حكومت را قبول كنم ديگر گوشم بدهكار وراجي ها و
سرزنش هاي ديگران نخواهد بود و به آنچه كه خودم درس ت مي دانم عمل خواهم كرد. بنابراين با چشم باز با من بيعت كرده و به
من رأي دهيد.
* بيعت كنندگان با علي(ع) سه جنگ را به ايشان تحميل كردند
حضرت امير (ع) مي فرمايند: من نمي خواستم مسئوليت حكومت را قبول كنم ولي چونان جمعيت به سمت من هجوم آورد كه
لباسم از دو طرف پاره شد، دختران از فرط اشتياق حجاب خود را كنار گذاشتند و به سمت من مي آمدند و پيرمردهايي كه با
عصا راه مي رفتند چنان به سويم مي آمدند كه عصاي خود را پرت كردند . من وقتي ديدم مردم اين چنين به سمت من آمدند و
بيعت عمومي است و همه مي گويند كه ما پاي تو ايستاده ايم، ديگر بهانه اي نداشتم كه اين مسئوليت را قبول نكنم و حجت بر
من تمام شد . با اين حال مي دانستم كه برخي از همين افراد با من چگونه رفتار خواهند كرد و زماني كه خلافت و رهبري را
پذيرفتم، گروهي از همين افراد پيمان شكستند (ناكثين)، گروه ديگري از دين خارج شدند (م ارقين) و دسته سوم ستم كردند
(قاسطين) و همين ها سه جنگ را به من تحميل كردند . گويا نشنيده بودند كه خداوند در قرآن فرموده بود كه آخرت از آن
افرادي است كه در دنيا دنبال فساد و برتري طلبي نباشند و اين خانه و دار آخرت را مخصوص افرادي قرار داديم كه اراده
علو يعني برتري طلبي، رياست و قدرت طلبي و اراده فساد نداشته باشند.
حضرت امير (ع) مي فرمايند: چطور شما در قرآن اين آيه را مي بينيد ولي باز با من درگير شديد . چرا اين آيه در ذهن همه شما
وجود دارد اما دنيا چشم شما را پر كرده است و به وقتش آيه هاي اين چنيني را فراموش مي كنيد. علتش اين است كه منافع شما
به خطر مي افتد. سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و انسان را آفريد اگر آن گروه بسيار براي بيعت با من هجوم نمي آوردند و
حجت بر من تمام نشده بود و اگر نبود كه خداوند از عالمان و آگاهان پيمان گرفته است كه بر گرسنگي ستم ديدگان و
شكم بارگي ستم گران آرام نگيرند به خدا سوگند مسئوليت حكومت را قبول نمي كردم و مهار شتر حكومت را روي كوهان آن
١١
مي انداختم تا هرجا دلش مي خواهد برود و آب پايان آن را به جام آغاز آن مي دادم، و مي دانيد و مي دانستيد كه دنياي شما در نزد
من بي ارزش تر است از عطسه بز.
ابن عباس روايت مي كند: در دومين روزي كه مردم مدينه با علي بيعت كردند امام علي همان اول آمد و سخنراني كرد كه از
همين سخنراني جنگ ها بيرون آمد و فهميدند كه با علي نمي شود ساخت و بايد با او جنگيد و حكومت وي بايد براندازي و
ساقط شود.
ابن عباس روايت مي كند حضرت امير (ع) در بخشي از سخنراني خود گفت : مردم در روز اول حكومت به شما بگويم، اي مردم
بدانيد كه هر زمين و امكاناتي كه از بيت المال در دوره قبل گرفتيد و به شما داده شده، از اموال خدا و اموال مردم و بيت المال به
هر كس دادند همه آنها بدون استثنا به بيت المال باز خواهد گشت، همه را مصادره مي كنم و از شما پس مي گيرم، هر كس هر
آنچه را كه از بيت المال بيش از سهم خود برداشته است به بيت المال باز مي گردانم اولين قدم اول حكومت بنده است، بعد هم
نگوييد كه بر گذشته ها صلوات.
حضرت امير (ع) فرمود: حقي كه زمان بر آن گذشته است باطل نمي شود، حق و حقوق و عدالت مشمول عبور زمان نم ي شود،
اگر اين اموالي را كه از بيت المال برداشتيد و رفتيد و با آن ازدواج كرديد و يا مهريه همسرتان كرديد همان را از شما پس
مي گيرم، و اگر هم در نقاط مختلف سرمايه گذاري كرديد همه را از شما پس خواهم گرفت چ را كه اينها مال شما نيست، اينها
مال خداست و متعلق به فقرا و محرومان است، هركدامتان هم بگوييد كه عدالت سخت است، حضرت فرمودند اتفاقاً آسان
است، در اجراي عدالت گشايش، سعه و راحتي است براي همه، اتفاقاً اگر عدالت اجرا شود همه راحت زندگي مي كنند، اگر
كساني فشار عدالت را سخت مي دانند بدانند كه فشار بي عدالتي سختي بيشتري دارد.
حرف هايي را هم كه بيان مي كنم شعار نيست يعني گردن من به آنچه مي گويم گرو است، گردن من در گروه صحبت هاي من
است و جانم را در راه صحبت هايم مي دهم.
فرمودند: افرادي كه تقوا داشته باشند در شبهات وارد نمي شوند، چرا كه از اين به بعد عده اي در افكار عمومي شبهه ايجاد
مي كنند آن هم با عنوان هاي قشنگ تا مقابل مرا بگيرند، ولي در اين ميان افرادي كه تقوا داشته باشند وارد شبهات نمي شوند و
بازي نمي خورند ولي افرادي كه دلشان مي خواهد بازي بخورند بازي مي خورند، آگاه باشيد كه بلا و آزمايش شما و آزمون بزرگ
شروع شد عين روز اولي كه پيامبر (ص) آمد.
مانند ٣٠ سال پيش، آن موقع بين اسلام و كفر انتخاب كرديد دوباره كاري مي كنم كه مجبور شويد بين اسلام و كفر انتخاب كنيد،
دوباره سر دوراهي قرارتان مي دهم، بازي تمام شد، نمي شود روش كفار را پيش بگيريد ولي با ظاهر مذهبي، نمي گذارم، بايد بين
عدل و ظلم انتخاب كنيد، دوباره بايد معلوم شود كه چه كسي مؤمن است چه كسي كافر و فاسق، غربال مي شويد، يا بر من با
با من يعني يا با حق يا بر حق، تصميم خود را بايد بگيريد، انقلاب يا ضد انقلاب، حق يا باطل، عدل يا فساد.
١٢
« فتنه از عمامه خيزد، ني زِ خُم » ؛ سخنراني استاد روح
سخنراني حجت الاسلام روح از اساتيد حوزه و دانشگاه مشهد در ايام تاسوعا و عاشوراي حسيني است که در تاريخ ٤ و ٥ و ٦
دي ماه ١٣٨٨ در مسجد صاحب الزمان در مشهد مقدس ايراد گرديده است . در اين سخنان شنيدني تلاش شده است که با بيان
ويژگي ياران حسين بن علي (ع) و نوع ارتباط امام حسين (ع) با ياران شان ، نسبت به شرايط کنوني کشور و شناخت
بيعت شکنان امروز ، روشنگري صورت گيرد.
چکيده اي از اين ٣ جلسه در ادامه ذکر شده است:
چکيده اي از جلسه اول :
در جلسه اول ، با محور قرار دادن ياران حسين بن علي (ع) ، به بيان ١٠ شاخص اصلي آنان پرداخته شده که عبارتند از :
١- در سپاه حضرت امام حسين (ع) معرفت و فهم عميق وجود دارد .صحابه حسين بن علي (ع) هم راه را مي شناسند و هم
بي راهه ها را مي شناسند .هم راه براي آنها آشکا ر است و هم راهنما را مي شناسند .در صف يزيديان هم نماز خوانده مي شد
ولي حتي اگر به سمت قبله نماز بخوانند ،قبله نمايشان گم شده است .
- مارقين و ناکثين و قاسطين زمان خود را بشناسيم .اين سه عنوان در تمام طول تاريخ خواهند بود .
- هرکه در مقابل امام عدل شمشير بزند ،قاسط است .معاويه در يک لباسي قاسط است و حال امروز ممکن است فرد قاسط
در کت و شلوار باشد و سلاح او بجاي شمشير ،قلم باشد .....
- برخي از ناکثين زمان علي (ع) از سابقه داران اسلام و فاميل علي (ع) هستند .........
- امروز نبايد دچار فقر معرفتي و فرهنگي بشويم ...
- کسانيکه تا دو روز پيش ،تقليد از مراجع را کار ميمون مي دانستند ،امروز مي آيند و زير تابوت مرجعي را مي گيرند .
- اين چطور فقر فرهنگي است که بي بي سي براي ما اعلام تسليت کند و از آن طرف يک خانم رسوايي بنام شيرين عبادي
نامه بنويسد و بگويد پدر ،من را ببخش که تو را نشناختم !!!
٢- سپاه حسين بن علي مي داند که اگر کسي دو خصلت داشته باشد ،آن فرد از راه خارج خواهد شد :
١. خواستن يعني فرد بخواهد که او را تطميع کنند
٢. داشتن يعني فرد بواسطه داشته هايش (مال و فرزندو...) تهديد بشود
غلام همت آنم که زير چرخ کبود ز هرچه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
- رحمت خدا بر کسي که بداند کجا بايد آره و کجا بايد نه بگويد .
٣- تولي (هر مسلماني بايد براي رضاي خدا با کساني دوست بشود ) و تبري(هر مسلماني بايد براي رضاي خدا از
کساني اعلام برائت کند و آنها را دشمن بدارد)
- امام صادق (ع) : دروغ مي گويد کسي که ادعاي محبت ما را دارد ولي از دشمنان ما تبري نمي جويد .
١٣
- بايستي صفوف را مشخص کرد .بايستي دشمنان ملت از دوستان ملت قابل تشخيص بشوند .
٤- وحدت و همدلي در سپاه امام حسين (ع) در اوج خود بوده است .در سپاه حسيني اختلاف راه نداشته است زيرا
دور پرچم امام حق سينه مي زدند .در سپاه حسيني جهت يکي است .
گروهي در کشور تلاش کردند که پرچم امامت را متعدد کنند و عده اي ندانسته به اين دام افتادند ...اسلام يک سخنگو بيشتر
ندارد .بايستي همه را به اين سفارش کنيم که به سمت پرچم دار حرکت کنيم .
اختلاف در سپاه عمر سعد ،اختلاف بر سر قدرت است و آنان در کمين قدرت و بعبارتي در کمين يکديگر نشسته بودند .
در سپاه حسين بن علي ،عباس بن علي (ع) بدنبال قدرت نيست و در مقابل امام خود داراي چنين شعارهايي است :
يا نفس من بعد الحسين هوني و بعده لا کنت ان تکوني
( اي نفس ، بعد از حسين زندگي ارزشي ندارد و بعد از او تو نبايد باقي بماني)
هذا الحسين الوارد المنون و تشربين بارد المعين
(حسين لب تشنه در خطر مرگ است آنگاه تو ميخواهي آب گوارا و خنک بنوشي؟)
هيهات ما هذا فعال ديني و لا فعال صادق اليقيني
( هيهات ،ابدا نه دينم چنين اجازه اي ميدهد و نه يقينم )
٥- ياران حسين بن علي (ع) زمان شناس و موقعيت شناس بودند .
امام صادق (ع) : اگر کسي زمان خود را بشناسد ،اشتباهات به او هجوم نمي آورند .و حال اگر زمان خود را نشنا سيم ،اشتباهات
به سمت ما هجوم خواهد آورد .
چکيده اي از جلسه دوم :
٦- شجاعت و دليري يکي ديگز از ويژگي هاي ياران حسين بن علي (ع) مي باشد .
- عرصه هر چه حساس تر و وضعيت هر چه خطرناکتر باشد ،اين ويژگي خود را بهتر نشان خواهد داد .
- يک زمان شجاعت در بيان اعتقادات است .
- در حوادث اخير اگر رهبر انقلاب شجاعت نمي داشت ،انقلاب دچار يکي از بدترين انحرافات در طول دوران خود مي گشت
هم ره ما را هواي خانه نيست هر که جست از سوختن پروانه نيست
نيست در اين راه غير از تير و تيغ گو نيار هر کس زجان دارد دريغ
- هميشه دين خدا در معرض خطر است و هميشه به مردان شجاع نياز مي باشد اما دش من کاملا عکس اين عمل مي کند و انسان هاي
ترسو را عقلاي قوم معرفي مي کند و آدمي که شجاعت دارد ،شرور معرفي مي کند !دشمن جاي ارزش و ضد ارزش را عوض مي کند .
٧- روحيه ايثارگري
٨- نفوذ ناپذير بودن ( مومن نفوذ ناپذير است )
٩- روشنگري بهمراه رسوا گري از ويژگي ديگر ياران حسين (ع) است .
- بايد نشان داد که چه کساني در شرايط و مواقع حساس اين مملکت ،فرار کردند .
١٠ – سپاهيان حسين بن علي (ع) اهل کرامت نفس بودند .هيچکدام از اين ياران از منظر ذلت سخن نگفتند .
١٤
چکيده اي از جلسه سوم :
اقداماتي که امام (ع) در رابطه با اصحابشان انجام مي دادند :
١- آگاهي بخشي مستمر به صحابه ؛از جمله اين آگاهي بخشي ها و روشنگري ها مي توان به موارد زير اشاره کرد :
- توضيح در رابطه با بيدادگري هاي بني اميه
لعنت خدا بر کساني باشد که در جريان انتخابات اخير ،سنگ بناي غلطي را گذاشتند و اقدام به چنين اغ تشاشاتي نمودند ... در کشور يک
عده به سمت استبداد محض حرکت مي کنند ،لکن اسم آنرا گذاشته اند دموکراسي ... سه نفر در هر ظلمي شريک هستند :
- فاعل مباشر ظلم - معين ظلم (کسي که با نگاه ،با پول ،با لبخند و ... کمک کند ) - راضي به وقوع ظلم
جبهه حق اگر از خود بي عرضگي نشان دهد ،خداوند با هيچ قومي ،رابطه خويشاوندي ندارد .
امت اگر بنشيند و نگاه کند ،حسين بن علي (ع) را از پشت سر ،سر خواهند بريد ...
علي (ع) مي فرمايد : هرکس بخوابد ،دشمن او نمي خوابد .
انجام معروف غير از نهي از منکر است .کنار آمدن با انحراف ،سلول سالم را هم مريض خواهد کرد .هر کس در جامعه اسلامي پس از
تشکيل حکومت ،با سلاح سرد يا گرم اقدام به ايجاد ناامني کند ،در حکم محارب مي باشد . البته در اين خصوص نيروي انتظامي وظيفه
خودش را دارد و از ما در برخورد با اين انحرافات ،مطالبه ملي را مي خواهند .خداوند آيت الله نوري همداني را براي اسلام حفظ کند که
پس از اتفاقات اخير قم اعلام کردند که از اين پس سکوت را جايز نمي دانم .(جايز نمي دانم يعني سکوت کردن حرام است .)
- امام حسين (ع) اوضاع زمان خود را تحليل و به اصحاب توضيح مي دادند که جاي ارزشها و ضد ارزشها عوض شده .
- امام حسين (ع) به يارانشان ،مسئوليت مومن بودنشان را گوشزد مي کردند .
انقلاب صاحب دارد ولي صاحب آن به سرباز نياز دارد .اينکه سرباز دل خود را خوش کند که امام دارم ،کافي نيست .
اگر حفظ نظام از اوجب واجبات است ،لرزاندن نظام از بدترين محرمات مي باشد .
٢- پالايش مستمر امام حسين (ع) در بين اصحاب
مولوي در مثنوي مي گويد : ماهي از سر گنده گردد ، ني ز دم فتنه از عمامه خيزد ني زِ خُم
- بايد محل فتنه را پيدا کرد و هيچ از تصفيه برخي از اين آقايان نترسيم .
- برخي از اين آقايان مي گويند که ما در گ ذشته امتحان مان را خوب داده ايم . حال امروز .... امام راحل در وصيت نامه خود گفته اند :
ميزان در هرکسي حال فعلي اوست .
٣- امام حسين (ع) نسبت به اصحاب خود بسيار اهل محبت بودن و روح صحابه خود را سرشار از محبت مي کردند و از طرف ديگر
اصحاب نيز عاشق امام بودند .
- يکي از مواردي که رابطه بين امام و مأموم را تيره مي کند ،پخش شايعه توسط دشمن است و دشمن تلاش مي کند که ذهنيت اشخاص
را نسبت به امام جامعه خراب کند .
- اگر در جايي امام مسلمين را تخريب مي کنند ،پيروان امام بايستي بيايند وسط و از امام خود دفاع کنند .
٤- امام حسين (ع) نسبت به اصحاب خود دعا کرده و نسبت به جبهه مخالف نفرين مي کردند .
- اين غلط است که فقط اهل دعا باشيم و اهل نفرين دشمنان خدا نباشيم .
- در نفرين کردن دو گونه نفرين مي کنيم ؛يکي نفرين عام نسبت به جبهه باطل و يکي نفرين خاص نسبت به سران فتنه.
+ نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه پنجم اسفند 1388 و ساعت 7:13 |
اي كاش نسبت به جفايي كه در هشت ماه گذشته به ميراث امام شد، بيانيه مي دادید!رئيس سازمان صداو سيما با انتشار نامه‌اي به سيدحسن خميني نسبت به انتقادات وی از برنامه شاخص پاسخ گفت.

به گزارش رجانیوز، به دنبال پخش مستندی با عنوان شاخص از صدا وسیمای جمهوری اسلامی که به مناسبت دهه فجر اقدام به بازخوانی فرمایشات امام راحل و معمار انقلاب نموده بود، در روزهاي گذشته قدرت الله علیخانی نماینده اصلاح طلب مجلس از نامه نگاری سيدحسن خميني با رئیس رسانه ملی در همین رابطه و ابراز گلایه وی از ضرغامی خبر داد. به دنبال انتشار این خبر، سيد عزت الله ضرغامي امروز با انتشار نامه‌اي به سخنان حسن خميني پاسخ گفت.

این اقدام رئیس موسسه تنظیم و نشر آثار امام دراعتراض به برنامه شاخص که تنهابه باز پخش سخنان حضرت امام می‌پردازد در حالی صورت گرفت که در جریان اهانت به تمثال حضرت امام در دانشگاه تهران که سبب خیزش عمومی مردم ایران شد، قائم مقام این موسسه با انتشار بیانیه‌ای بدون تلاش برای محکوم کردن این اقدام سعی کرده بود تا متهمین اصلی جسارت به حضرت امام را نیز تبرئه کند!

متن كامل نامه ضرغامی به سید حسن خمینی در ادامه مي‌آيد:

بسمه تعالي

جناب حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد حسن خميني

با سلام ، متقابلاً ايام خجسته سي و يكمين دهه فجر پيروزي انقلاب بزرگ اسلامي را به شما و خانواده معظم امام راحل (ره) تبريك مي‌گويم و سلامتي و دوام عمر شما را از خداوند متعال خواهانم. به اطلاع جنابعالي مي‌رسانم :

1 ـ برنامه‌هاي دهه فجر امسال گسترده‌تر از هميشه و با بهره‌گيري از تمامي ظرفيت آرشيوي و تجارب گذشته با توليد بيش از 1000 ويژه برنامه در سيما، صدا، شبكه‌هاي استاني و برون‌مرزي و حوزه سياسي سازمان و براي اقشار و سطوح مختلف جامعه در داخل و خارج كشور در حال پخش است.

2 ـ محور و هويت انقلاب اسلامي امام خميني(ره) است، لذا در نوع اين برنامه‌ها شخصيت جامع و استثنائي آن يگانه دوران در ابعاد مختلف مبارزاتي، سياسي، فقهي، اخلاقي، عرفاني و سلوك رفتاري مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

3ـ بررسي‌هاي سالهاي اخير نشان مي‌دهد كه نسل جوان و حتي نسل‌هاي گذشته از طريق برنامه‌هاي رسانه ملي با بسياري از ويژگي‌هاي شخصيتي و متعالي امام خميني (ره) آشنا شده‌ و با او پيوندي مستحكم برقرار كرده‌اند. اين در حالي است كه به گفته شما دشمنان قسم خورده انقلاب و امام و رسانه‌هاي بيگانه و به اعتقاد من با همراهي ضد انقلاب داخلي و پشيمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعي در مخدوش كردن چهره آن عزيز سفر كرده و نابودي راه نوراني او دارند.

4 ـ مستند «شاخص» يكي از اين صدها ويژه برنامه رسانه ملي است كه با بهره‌گيري از رهنمود اخير رهبر معظم انقلاب كه مفسر واقعي فرمايشات و سيره امام خميني (ره) هستند، توليد شده است.
اين مستند بر آن است كه سلوك حكومتي امام عزيز را مورد بررسي قرار دهد و البته در اين مسير چهره مقتدر و سازش‌ناپذير ، مستدل و عقلاني ، روشنگر و آگاهي‌بخش ، متواضع ، با محبت و مهربان ، آرامش بخش و حتي همراه با طنز و مطايبه معظم له نيز مورد توجه قرار گرفته است.

سازندگان اين مستند ؛ با ذكر تاريخ سخنراني ؛ شأن نزول آن و تبيين شرايط ويژه جامعه در آن مقطع زماني نهايت امانت‌داري را به خرج داده‌اند.
در اين مستند روشنگري و اطلاع‌رساني پيرامون امام و قانون ، امام و بني‌صدر ؛ امام و فلسطين ؛ امام و مردم ؛ امام و جمهوري اسلامي ؛ امام و ولايت فقيه ؛ امام و گروهك‌ها و ... كه از اساسي‌ترين موضوعات مورد نياز در جامعه است ؛ مورد بررسي قرار گرفته است.

نگاه ما به امام ؛ نه صرفاً به عنوان يك شخصيت مقطعي و كاريزماتيك و پدري مهربان و عارف ، بلكه در جايگاه يك مصلح بزرگ جهاني و ارائه‌دهنده تئوري نجات‌بخش و مترقي "ولايت فقيه " براي هدايت آحاد انسانها تا ظهور منجي عالم بشريت روحي له‌الفداء است و همكاران آگاه و متعهد ما دقيقاً در راستاي اين هدف متعالي و ترسيم جامعيت شخصيت حضرت امام (ره) تلاش كرده‌اند.

5 ـ چارچوب مستند شاخص مشابه مستند قبلي "امام روح الله " است كه از ناحيه جنابعالي و موسسه نشر آثار حضرت امام (ره) مورد تحسين و تقدير قرار گرفت . نكته تأمل برانگيز اين است كه در اين فاصله كوتاه زماني چه اتفاقي رخ داده كه شاخص‌هاي قضاوت اطرافيان شما را تا اين حد دگرگون ساخته است . از من خواسته‌ايد كه از ياران نزديك امام دعوت كنم تا درباره امام صحبت كنند و موضوع روشن شود . پخش مستند سخنان اين ياران نزديك كه در همان شرائط زماني سخن گفته و اعلام موضع كرده‌اند بسيار واقعي‌تر و باورپذيرتر است تا امروز و اتفاقاً ارزش هنري و حرفه‌اي مستند نير به همين است ! هر چند كه تحليل‌هاي تكميلي بسياري از آنان در شرائط فعلي به جاي خود مفيد و قابل استفاده است .

6 ـ همانگونه كه اشاره كرده‌ايد ؛ خودتان اين برنامه را نديده و به "منابع موثق " اكتفا نموده‌ايد ! توقع زيادي نيست كه از شما بخواهم يا شخصاً قسمت‌هائي از اين مستند را ببينيد و يا سرزده به ميان مردم و اجتماعات آنان ، خصوصاً پابرهنگان جنوب شهر كه امام (ره) تا آخرين لحظه يك موي آنان را به كاخ نشينان نداد برويد و با آنان در مورد اين برنامه و ديگر برنامه‌هاي مربوط به امام در رسانه ملي صحبت كنيد .

7 ـ آيا پاداش اين همه تلاش براي نشان دادن چهره نوراني آن امام بزرگ به هنرمندان ؛ برنامه‌سازان ، دوستداران و علاقمندان آن عزيز سفر كرده در رسانه ملي عباراتي نظير "غيرصادقانه " ، "تحريف آميز " ، "خشن " ، "شخصيت دست ساخته سيما " ، "فرسنگ‌ها فاصله با حقيقت امام " ، "اشتباه فاحش " ، "چشم پوشي از هزاران هزار جلوه رأفت و محبت امام " ، "مخدوش كردن چهره عارف كامل ، مهربان و مقتدر " ، "نياز به تذكر كتبي " و ... است ؟!
نمي‌خواهم رنجنامه بنويسم كه يكبار براي هميشه پدر رنج كشيده شما از طرف همه ما بچه‌هاي انقلاب ؛ آن را به يادگار گذاشته است.

سخن اين است همانگونه كه به حكم وظيفه فرزندي امام ، اعتراض جدي به اقدامات صدا و سيما داريد ؛ اي كاش همين گونه هم نسبت به حوادث 8 ماه گذشته و جفائي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گرانبهاي امام كردند ، و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند ؛ بيانيه مي‌داديد و آن اقدامات شرم‌آور را نيز محكوم مي‌كرديد. با شما ناگفته‌هاي فراوان ديگري نيز دارم . اين مقدار هم صرفاً به دليل علني شدن دستخط مستقيم جنابعالي بود كه تصور آن نمي‌رفت .

با اين همه ، مجموع اين دو نامه مايه خير و بركت و خلق انگيزه و ظرفيت جديدي براي بررسي همه جانبه‌ي رويدادها و سلوك حكومتي امام عزيز در دهه اول انقلاب است همان ده سالي كه رهبر فرزانه انقلاب در مورد آن فرمودند : دوران ده ساله‌ي حيات مبارك امام خميني (رضوان‌الله تعالي عليه) ، الگو و نمونه‌ي حيات جامعه‌ي انقلابي ماست و خطوط اصلي انقلاب ، همان است كه امام ترسيم فرمودند. دشمنان خام طمع و كوردل كه گمان كردند با فقدان امام خميني ، دوران جديد با مشخصات متمايز از دوران امام خميني (قدس سره) آغاز شده است ، سخت در اشتباه‌اند. امام خميني ، يك حقيقت هميشه زنده است . نام او پرچم اين انقلاب ، و راه او راه اين انقلاب ، و اهداف او اهداف اين انقلاب است .
+ نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388 و ساعت 7:22 |
+ نوشته شده توسط عماد در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 7:46 |

+ نوشته شده توسط عماد در دوشنبه نوزدهم بهمن 1388 و ساعت 7:41 |
در جاده انقلاب/ روی یکی از تابلوها نوشته بود/ یکی بود

یکی نبود/ غیر از خدای مهربون/ هیچ‌کی نبود/ جاده لغزنده

است/ دشمنان مشغول کارند/ با احتیاط برانید/ سبقت ممنوع/

دیر رسیدن به پست ریاست‌جمهوری/ بهتر از هرگز نرسیدن

به امام است/ حداکثر سرعت مجاز، سرعت حرکت ولی‌فقیه


است/ اگر پشتیبان ولایت‌فقیه نیستید/ لااقل کمربند دشمن را

نبندید/ با دنده لج حرکت نکنید/ با وضو وارد شوید/ این جاده

مطهر به خون شهداست...
.
.



.
.
.


اماما! باز هم بیا/ امسال زودتر بیا/ تا برایت بخوانیم/ «تو شمشیر خدا بر قلب کفار

گران‌جانی»/ «غریو لاتخف سر ده به گلبانگ مسلمانی»/ اماما! / «ما چون خمینی

رهبری روشن‌زبان داریم»/ که تو گفتی لیاقت رهبری دارد/ و ما هر وقت/ دل‌مان برای

تو تنگ می شود/ خامنه‌ای را نگاه می‌کنیم/ «دشمن بداند ما موج

خروشانیم»/ «زاییده
بحریم فرزند توفانیم»/ «در سنگر اسلام بگذشته از

جانیم»/ «بازو به بازو صف به صف ما آهنین چنگیم»/ «سنگر به سنگر جان به کف

آماده جنگیم».

«ای گذشته ز جان در ره هدف»/ «ز ما تو را درود،ز ما تو را سلام»/ «خمینی ای

امام، خمینی ای امام»






ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عماد در یکشنبه هجدهم بهمن 1388 و ساعت 7:12 |
حسين‌شريعتمداري به مجيدانصاري:



از كجا به كجا؟!



حسين شريعتمداري در شماره روز سه‌شنبه روزنامه كيهان به اظهارات مجيد انصاري در كنگره حزب مردم‌سالاري واكنش نشان داد.

به گزارش رجانيوز، متن يادداشت مديرمسئول كيهان در ادامه آمده است:

روز گذشته آقاي مجيد انصاري عضو مجمع روحانيون مبارز طي سخناني در كنگره حزب مردمسالاري گفت؛ «برخي امروزه از اين جمله امام(ره) كه حفظ نظام از اوجب واجبات است، استفاده ابزاري مي كنند»! و توضيح نداد كه چگونه مي توان از اين كلام مبارك حضرت امام(ره) استفاده ابزاري كرد؟! آيا جناب انصاري معتقد است كه اگر كسي با استناد به كلام خدا و دستور العمل رسول اكرم(ص) «نماز بخواند» از آيات قرآن و كلام رسول خدا(ص) استفاده ابزاري كرده است؟! و اساساً منظور ايشان از استفاده ابزاري چيست؟!

مردم خطاب به سران فتنه و گروههاي همسو با آنها نظير مجمع روحانيون مبارز مي گويند، اگر ادعاي خط امامي داريد چرا با دشمنان اسلام و انقلاب و امام براي مقابله با نظام اسلامي همراهي مي كنيد؟ مگر حضرت امام نفرموده اند كه حفظ نظام از اوجب واجبات است؟ بنابراين پيروي شما مدعيان خط امام(ره) از فرمول ديكته شده آمريكا و اسرائيل براي مقابله با جمهوري اسلامي ايران چگونه قابل توجيه است؟ و اگر معتقديد كه با دشمنان اسلام و امام همراه نيستيد، چرا عليه آنها نه فقط موضع نمي گيريد، بلكه بي چون و چرا دنبال آنها راه افتاده ايد؟! كجاي اين ديدگاه استفاده ابزاري است؟! آقاي انصاري مي گويد «امام معتقد بود كه بايد در حكومت به دنبال اجراي احكام اسلام باشيم كه بر همين اساس نظام شاهنشاهي را سرنگون كرد.» و ما به ايشان مي گوئيم، ترديدي در صحت اين نكته نيست، اما اگر شما آقايان به اين واقعيت اعتقاد داريد، چرا از شعار «جمهوري ايراني» به جاي «جمهوري اسلامي ايران» حمايت مي كنيد؟ و آيا پاره كردن عكس مبارك حضرت امام(ره)، اهانت به عاشوراي حسيني(ع)، نفي وجود مبارك امام زمان(عج)، حمايت از اسرائيل، شعار به نفع آمريكا و ... را بخشي از «اسلام» مي دانيد؟!

اگر پاسخ شما مثبت است كه بايد گفت؛ ما هم مي پذيريم كه شما نيز پيرو اسلام هستيد، اما همان «اسلام آمريكايي» كه حضرت امام(ره) بارها خطر آن را گوشزد فرموده بودند. و اما اگر موارد ياد شده را جزو اسلام نمي دانيد، چرا عليه آن موضع نمي گيريد و حتي اراذل و اوباشي را كه دست به اين پلشتي ها زده اند، «مردم خداجوي» مي ناميد؟!

جناب انصاري فرموده اند «مهم ترين ركن قانون اساسي، اسلاميت و جمهوريت است و در ضمن جمهوريت به اسلاميت الصاق نشده است، بلكه جمهوريت در متن اسلاميت است» اين سخن نيز قابل قبول و «كلمه حق» است. و سوال اين است كه چرا آقايان از اين كلام حق، اراده باطل مي كنند؟ اگر اسلاميت را باور داريد، چرا، آشكارا عليه مباني اسلام موضع مي گيريد و ركن «اسلاميت» را از «جمهوريت» حذف مي كنيد؟ اين اقدام شما كه قابل انكار نيست، هست؟! و اما، اگر «جمهوريت» را قبول داريد چرا رأي جمهور مردم، يعني آراي 40 ميليوني، حضور 85 درصدي و رأي 25 ميليوني رئيس جمهور كنوني را نه فقط نفي مي كنيد، بلكه به بهانه آن با دشمنان بيروني و گروههاي ضدانقلاب عليه جمهوري اسلامي هم كاسه مي شويد؟! آيا جنابعالي و گروهتان در تمامي 7 ماه گذشته با آمريكا، اسرائيل، انگليس، منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها و كلان سرمايه داران عليه اسلام و انقلاب و امام و نظام ائتلاف نكرده بوديد؟! ممكن است ادعاي تقلب در انتخابات را بهانه كنيد كه كرديد ولي بايد گفت؛

اولاً؛ اهانت به ساحت مقدس امام حسين(ع)، نفي وجود مبارك حضرت صاحب الزمان(عج)، پاره كردن عكس امام(ره)، شعار به نفع اسرائيل و آمريكا و... چه ربطي به مخالفت شما با دولت دارد؟ با اين دم خروس چه مي كنيد؟!
ثانياً؛ اگر ادعاي تقلب داريد چرا به هيچيك از راهكارهاي قانوني براي پي گيري ادعاي خود تن نداديد؟ آيا غير از اين است كه ادعاي تقلب به شما ديكته شده بود؟ انكار نفرمائيد، ادعاي تقلب، پيشنهاد از قبل ديكته شده جرج سوروس صهيونيست، رابرت هلوي و جين شارپ بود. يعني جنابعالي از ملاقات برخي سران فتنه با جرج سوروس خبر نداريد؟! و يا از كلاس هاي آموزش فتنه كه چند ماه قبل از انتخابات در دفتر دوبي خانم اليزابت چني- دختر ديك چني معاون وقت بوش- تشكيل شده بود بي اطلاع هستيد؟! راستي كيهان از كجا مي دانست ادعاي تقلب بخشي از برنامه ديكته شده فتنه است كه پيشاپيش از آن خبر داده بود؟! و از همه اينها گذشته، همخواني مرحله به مرحله و مو به موي سران فتنه با فرمول از قبل اعلام شده سازمان هاي سيا، موساد و MI6 را چگونه توجيه مي فرمائيد؟!

ثالثاً؛ اخيراً و بعد از شكست رسوايي برانگيز فتنه ، برخي از سران و عوامل اصلي فتنه اعلام كرده اند كه دولت را به رسميت مي شناسند و... اين اعتراف اگرچه به نظر مي رسد ترفندي براي پاك كردن صورت مسئله است و فتنه انگيزان قصد دارند از اين طريق مخالفت آشكار خود با انقلاب و امام و نظام را فقط در حد مخالفت با دولت قلمداد كنند! كه يادآور سر فرو بردن كبك ها در برف است، ولي اين پرسش را هم از افرادي نظير آقاي انصاري، پيش مي كشد كه پس آنهمه هياهو و آتش افروزي چرا...؟!

آقاي انصاري مي گويد به اين علت در راهپيمايي 9 دي شركت نكرديم كه به ما اهانت مي شد! كه بايد به ايشان گفت؛ مگر مردم در راهپيمايي چند ده ميليوني سراسر كشور و 4 ميليوني تهران چه مي خواستند؟ آنها بر حرمت سيدالشهداء عليه السلام، حفظ انقلاب و نظام، پيروي از امام راحل(ره) و رهبري معظم انقلاب و انزجار از آمريكا و اسرائيل و انگليس تأكيد مي ورزيدند. خب! چرا جنابعالي و دوستانتان بايد از حضور در ميان اين مردم احساس ناامني كنيد؟!

آقاي انصاري! نگاهي به پشت سر



خود بيندازيد! از كجا به كجا



رسيده ايد؟!

+ نوشته شده توسط عماد در سه شنبه ششم بهمن 1388 و ساعت 6:58 |

زندگی ساده و بی آلایش رهبر بزرگ جهان اسلام (روحی فداک)

اشتباه کرديد که عوض نموديد؛ برويد همان زيلوها را بياوريد

گروه تاریخ: زندگی ساده و بی آلایش رهبر انقلاب از آغاز تا اکنون یادآور عکس و تصویرهایی است که از منزل بی تکلف امام منتشر شده و خاطراتی که از ایشان هنوز در میان حرف و حدیث های روزمره انقلابیون موج می زند. و اکنون اگر چه رهبر انقلاب نیز بر همان مشی هستند؛ اما پرهیز ایشان از انتشار چنین خاطراتی شاید بسیاری از ناگفته ها را ناگفته باقی گذاشته است.

آنچه در پی می آید گزیده ای است از اظهارنظرهای شخصیت های مختلف پیرامون زندگی رهبر انقلاب. کسی که پیشتر در خصوص سال های آغازین زندگی اش این چنین تعریف می کرد:«پدرم روحانى معروفى بود اما خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى‌گذشت. من یادم هست شب‌هایى اتفاق می‌افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیه می‌کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.»

حجت‌الاسلام سيدعلي اكبري: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري کنيم، تا مردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند که ايشان چگونه زندگي مي‌کنند. آقا فرمودند: اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد مي‌ترسم خيلي‌ها باور نکنند.»

سردار سرلشکر سيدرحيم صفوی: «روزي که در منزل مقام رهبري، در خدمت ايشان بودم، بحث قدري به طول انجاميد و نزديک مغرب شد. پس از نماز، معظم‌له با مهرباني به من فرمودند:آقا رحيم! شام را مهمان ما باشيد. بنده در عين حال که اين را توفيقي مي‌دانستم، خدمتشان عرض کردم:اسباب زحمت مي شود. مقام معظم رهبري فرمودند:نه، بمانيد؛ هرچه هست با هم مي‌خوريم. وقتي‌که سفره را گشودند و شام را آوردند، ديدم شام چيزي جز املت ساده نيست.»

حجت‌الاسلام و المسلمين محمدي گلپايگاني: «با اين‌که مقام معظم رهبري مي‌توانند از همه‌ي امکانات مادي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان از سطح زندگي يک شهروند معمولي پايين‌تر است. معظم‌لَه علاوه بر اين که از يک زندگي معمولي سطح پايين بهره مي‌برند، دائماً به مسوولان سفارش مي کنند:مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نکنيد. آيت‌الله خامنه‌اي معتقدند که مردم را بايد عملاً به ساده زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصي که برنامه خواندن صيغه‌ي عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يک ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند:خرج‌هاي گزاف نداشته باشيد؛ تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد. خود آقا هم در زندگي خصوصي‌شان، دقيقاً همين طور عمل مي‌کنند. معظم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌کنند و نه از وجوهاتي که از اطراف و اکناف خدمت ايشان مي‌آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي‌کنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است که علاقه‌مندان و ارادتمندان معظم لَه تقديم مي‌کنند. فرزندان آقا هم همين طور زندگي مي‌کنند و همين سادگي و ساده زيستي را دارند.»

حضرت آیت‌الله جوادی آملی: «یک روز مهمان مقام معظم رهبری بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بود که سفره گسترده شد، آیت‌الله خامنه‌ای به وی نگاهی کرد و فرمود: شما به منزل بروید. من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمایید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کرده‌ام که باهم باشیم‌. آقا فرمودند: این غذا از بیت‌المال است، شما هم مهمان بیت‌المال هستید. برای بچه‌ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند. ایشان به منزل بروند و از غذای خانه میل کنند. من در آن لحظه فهمیدم که خداوند چرا این همه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.»

دکتر غلامعلي حداد عادل: «در اوايل رياست جمهوري آيت‌الله خامنه اي، يک شب ديداري با ايشان داشتم. صحبت به درازا کشيد، معظم لَه فرمودند: شام پيش ما بمان. من از اين دعوت خوشحال شدم؛ زيرا مي‌توانستم مدتي بيش‌تر در خدمت ايشان باشم. آقا فرمودند: من نمي‌دانم شام چي داريم يا اصلاً به اندازه ما دونفر شام هست يا نه؟ به هر حال، هرچه باشد با هم مي خوريم. از همان دفتر کار به منزل تلفن زدند و با خانواده صحبت کردند و گفتند: خانم، شام چي داريم؟ فلاني پيش ماست و من گفته‌ام که هر چه باشد با هم مي‌خوريم. از جواب‌هاي آيت‌الله خامنه‌اي، احساس کردم که در منزل به اندازه يک نفر شام کنار گذاشته‌اند. آقا فرمودند: عيبي نداره! هر چه هست براي ما بفرستيد، قدري هم پنير و ماست همراهش کنيد. پس از گذشت حدود يک ربع، يک بشقاب برنج ساده با يک کاسه کوچک خورشت معمولي خيلي متوسط و مختصر آوردند. قدري هم شايد نان و پنير و ماست همراه آن بود. آن‌ها را نصف کرديم و با هم خورديم. من در دلم و بعدها به زبانم، هزار مرتبه خداوند را به سبب نعمت انقلاب اسلامي شکر کردم که چنين تحولي در کشور ايجاد کرد. در دستگاه طاغوت – در قبل از انقلاب – چه جاه و جلال و تجمل و اسراف و تبذيري وجود داشت و امروز رييس‌جمهور چه ساده زندگي مي‌کند. زندگي آيت‌الله خامنه اي هنوز هم همين طور است. روش ايشان در زندگي عوض نشده است. اگر معظم لَه مردم را به صرفه جويي دعوت مي کنند، خودشان قبل از مردم به صرفه جويي عمل مي نمايند.»

حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمد خميني(ره): «بر خود واجب مي‌دانم که شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين که رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلکه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان وانقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يک نوع غذا بر سفره ندارند. خانواده‌ي معظم لَه روي موکت زندگي مي‌کنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يک فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موکت پناه بردم.»

آيت‌الله مصباح يزدي: «مصرف گوشت خانه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي در زمان رياست‌جمهوري تنها از طريق کوپن بود. ايشان در آن زمان به من فرمودند: من تاکنون غير از همان گوشت کوپني که به همه مردم داده مي‌شود گوشت ديگري از بازار نخريده‌ام. امروز هم زندگي ايشان مثل زندگي مردم محروم و مستضعف است.»

سردار سرتيپ پاسدار شوشتري: «مقداري زيلو در خانه مقام معظم رهبري بود. آن‌ها را جمع کرديم و فروختيم و يک مقدار هم پول از مال شخصي خودم روي آن‌ها گذاشتم. تا به جاي آن زيلوها، براي منزل آقا فرشي تهيه کنيم. وقتي زيلوها را عوض کرديم و فرش‌ها را پهن نموديم، آقا تشريف آوردند و فرمودند: اين‌ها ديگر چيست؟ گفتم:زيلوها را عوض کرديم. فرمودند: اشتباه کرديد که عوض نموديد. برويد همان زيلوها را بياوريد. اصرار را بي‌فايده ديدم و با هزار مکافات رفتم و زيلوها را پيدا کردم و توي خانه انداختم. زيلوهايي که واقعاً به آن‌ها نگاه مي‌کردي، مي‌ديدي که نخشان در آمده و ساييده شده‌اند.»

استاد آیت الله فاطمی نیا: «هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید! این را یقین داشته بدانید! قدردان رهبر باشید! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید.»

آيت‌الله سيدمحمودهاشمي شاهرودي: «زندگي شخصي آقا از سادگي و سلامت خاصي برخوردار است. اين سادگي به زندگي نزديکان ايشان نيز سرايت کرده است. آقا و فرزندانش اهل تجملات نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظم لَه مرا به کتابخانه خود دعوت کردند، من در آن جا يک ميز ساده و قديمي ديدم. در کنار ميز نيز يک صندلي کهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظم رهبري در کتابخانه ي ساده ي خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي‌کنند.»

سيد علي اکبر طاهايي: «من در آن زمان نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بودم. همسرم يکي از بچه‌ها را نزد پزشک برد و در مطب دکتر، همسر مقام معظم رهبري را ملاقات کرد. ايشان نيز يکي از فرزندان خود را براي مداوا به آنجا آورده بودند. کسي نمي‌دانست که ايشان کيست! چون نوبت به همسر آقا رسيد؛ به اتاق پزشک مراجه کردند. دکتر پس از معالجه فرزند مقام معظم رهبري گفت:براي مداواي فرزندتان روزي يک ليوان لعاب برنج به او بدهيد. همسر مقام معظم رهبري گفت: ما چنين امکاناتي را نداريم. پزشک که ايشان را نمي شناخت عصباني شد و گفت: مگر امکان دارد درخانه اي برنج نباشد؟ همسر مقام معظم رهبري فرمود: آقاي ما اجازه نمي‌دهد که در خانه، غير از برنج کوپني استفاده کنيم و آن هم کفاف خوراک ما را بيش از يک بار در هفته نمي‌دهد.»

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي اصغر باقي‌زاده: «زماني که مقام معظم رهبري در ايرانشهر تبعيد بودند، در ساختماني که يک اتاق و يک آشپزخانه داشت زندگي مي‌کردند. همين مکان کوچک هر روز پذيراي تعداد زيادي از مهماناني بود که از راه‌هاي دور و نزديک به آن جا مي‌آمدند. من هم توفيق داشتم که در آن روزها به ديدن ايشان بروم. چون به ايرانشهر رفتم وآقا را زيارت کردم، ديدم که تک و تنهايند و کسي کمک کار ايشان نيست. تصميم گرفتم چند روز در آن‌جا بمانم و به معظم‌لَه کمک کنم. در تمام روزهايي که من در محضر آقا بودم، غذاي ايشان و مهمان‌ها سيب زميني، نيمرو و تخم مرغ آب پز بود.»

برخي نشريات كشورمان با انتشار خاطره‌اي به بيان مشي ساده‌زيستي رهبر معظم انقلاب پرداخته‌اند كه عينا نقل مي‌شود: آقاي دكتر حداد عادل تعريف مي‌كردند در سال 77 يك خانمي زنگ زده بود منزل ما كه مي‌خواهيم براي خواستگاري بياييم منزل شما. خانم ما گفته بود كه بچه ما فعلا سال چهارم دبيرستانه و مي خواهد كنكور بده. اون خانم گفته بود كه حالا نمي‌شه ما بياييم دختر را ببينيم. خانم ما گفته بودند نمي‌شه. خانم ما گفته بود اصلا شما خودتان را معرفي كنيد من نمي‌دونم چه كسي مي‌خواهد بيايد. اون خانم گفته بود من خانم مقام رهبري هستم. خانم ما از هولش دوباره سلام و عليك كرده بود و گفته بود ما تا حالا هر كسي آمده بود رد كرديم، صبر كنيد با آقاي دكتر صحبت مي‌كنم بعد شما را خبر مي كنم. بعدا تماس گرفتند كه ما حرفي نداريم شايد اينها آمدند نپسنديدند و براي اينكه دختر هوايي نشود بهتر است هماهنگي كنيم بيايند در دبيرستان بچه را ببينند بچه هم متوجه نشود چه كسي آمده او را ببيند و قرار گذاشتيم در دفتر دبيرستان كه خانم من هم مدير دبيرستان هدايت هم بود، ساعتي را خانم هماهنگ كرد و خانم آقا تشريف آوردند و در دفتر نشسته بود و گفته بود كه من با دخترم صحبت مي كنم وقتي كه صدايش كردند بعد شما او را ببينيد، او را ديدند دختر هم رفت سر كلاس، خانم آقا هم رفتند. چند روز گذشت كه من براي كاري خدمت آقا رفتم و گفتند خانم استخاره كردند خوب نيامده و بعدا گفتم كه خدا را شكر كه دختر ما نفهميد كه به روحيه‌اش لطمه بخورد.

يك سال از اين قضيه گذشت و دوباره خانواده آقا زنگ زدند كه دوباره مي‌خواهيم بياييم. خانم ما گفته بود خانم چي شده دوباره مي‌خواهيد بياييد. آقا گفته بود كه خانم ما به استخاره خيلي اعتقاد دارد و خوب نيامده خانم آقا گفته بود چون دخترتان دختر خوبي است و نمي‌توانستيم بگذريم و دختر محجبه و فرهيخته و خوبي است دوباره استخاره كردم و خوب آمد، اگر اجازه بدهيد بياييم. در آن موقع دخترمان ديپلم گرفته بود و كنكور شركت كرده بود. آمدند و وقتي مقدمات كار فراهم شد، قرار گذاشتيم پسر آقا و مادرش بيايند منزل ما و با يك قواره پارچه به عنوان هديه كه عروس را ببينند و گفت‌وگو كنند، آمدند و نشستند صحبت كردند و وقتي آقا مجتبي رفتند از دخترم پرسيدم نظرتان چيست؟

ايشان موافق بودند به او گفتم خوب فكرهايت را بكن بعد از چند روز رفتم پيش آقا، آقا فرمودند داريم خويش و قوم مي‌شويم، گفتم چطور! گفتند اينها آمدند و پسنديدند و در گفت‌وگو به نتيجه رسيده‌اند، گفتند نظر شما چيست؟ گفتم آقا اختيار ما دست شماست آقا گفتند نه بالاخره شما دكتر و استاد دانشگاهيد و خانمتان هم همينطور وضع زندگي شما وضع مناسبي است ولي ما اينجور نيست.

و اگر بخواهم تمام زندگيم را بار كنم غير از كتابهايم، يك وانت بار مي‌شود، اينجا هم دو تا اتاق اندرون داريم و يك اتاق بيروني كه آقايان و مسوولين مي‌آيند و با من ديدار مي‌كنند من پول ندارم كه خانه بخرم يك خانه اجاره كرده‌ايم كه يك طبقه را مصطفي و يك طبقه را مجتبي زندگي مي‌كند، شما با دخترت صحبت كن كه خيال نكند مي‌خواهد عروس رهبر شود يك چيزهايي در ذهنش نباشد. ما يك زندگي اين جوري داريم شما اين جوري زندگي نكرده‌ايد، نسبتا زندگي خوبي داريد خونه داريد، زندگي داريد حالا بخواهد وارد يك زندگي اين جوري شود مشكله. مجتبي معمم هم نيست مي خواهد روحاني شود برود قم درس بخواند زندگي بكند همه را بگو تا بداند .من آمدم با دخترم صحبت كردم و ايشان هم قبول كرد. برگشتيم و وارد مراحل بعدي شديم آقا يك خانه‌اي قبل از رياست جمهوري‌شان داشتند توي جنوب تهران ايشان آن را اجاره داده‌اند و خرج زندگي‌شان را از آن در مي‌آورند. ايشان حقوق بابت رهبري نمي‌گيرند و از وجوهات هم استفاده نمي‌كنند.

خلاصه براي مراسم عقد، مهريه و اينها گفتيم كجا برگزار كنيم آقا فرمودند اولا سر مهريه و هر چي اختيار دختر شما باشد همان را مهريه دختر بذارين ولي من چون براي مردم خطبه عقد مي خوانم و اين سنت من بوده كه بيش از 14 سكه عقد نمي‌خوانم تا حالا هم نخواندم اگه بخواهيد مي توانيد بيشتر از 14 سكه هم بذارين ولي من عقد را نمي‌تونم بخونم چون تا حالا براي مردم نخوندم براي عروسم هم نمي‌خونم بريد يك آقاي ديگر عقد را بخواند اشكالي هم ندارد از نظر من اشكالي نداره. ما گفتيم نه آقا اين كه نمي‌شه ولي باشه حالا من صحبت مي‌كنم با مادرش فكر نمي‌كنم مخالفتي داشته باشد. گفتند مي‌تونيد مراسم عقد را در تالار بگيريد ولي من نمي‌تونم شركت كنم گفتم آقا هر جور شما صلاح مي دانيد. فرمودند مي‌خواهيد اين دو تا و يك اتاق بيروني را با هم حساب كنيد چند نفر زن و مرد مي‌شوند نصف از خانواده ما و نصف از خانواده شما دعوت مي كنيم ما نگاه كرديم كلا اينجا 150 الي 200 نفر بيشتر جا نمي‌گيرد ما حتي قوم و خويش‌هاي درجه اولمان را نمي‌توانستيم دعوت كنيم گفتيم باشد خلاصه تعدادي از اقوام نزديك را دعوت كرديم و آقا هم همين طور از غير فاميل نيز آقا، آقاي خاتمي رييس جمهور و آقاي هاشمي و آقاي ناطق نوري و روساي سه قوه و دكتر حبيبي را دعوت فرمودند يك رقم غذا نيز درست كرديم.

قبل از اين قضيه صحبت بازار مطرح شد پسر آقا گفت كه نه من انگشتر مي خواهم نه ساعت مي خواهم نه چيز ديگري، من هم گفتم حداقل يك حلقه كه مي گيرد. آقا گفتند چه كار كنم مجتبي گفت كه نمي‌خواهم. بعد آقا يك انگشتر عقيق داشت گفتند اين انگشتر را يكي براي من هديه آورده اگر دخترتون قبول مي‌كند من اين رو هديه مي‌دهم به اون. اون به عنوان حلقه هديه بده به مجتبي گفتيم باشد خلاصه آقا رفت انگشتر را آورد و گرفتيم و رفتيم و به دست مجتبي هم گشاد بود داديم يك انگشترسازي و 600 تومان هم داديم تا انگشتر را كوچكش كند خلاصه خرج حلقه دامادمان شد 600 تومان اين شد حلقه داماد. به آقا گفتم تو همه اين مسائل احتياط كرديم ديگر لباس عروس را بسپار به دست ما آقا فرمودند ديگر آنرا طبق متعارف حساب كنيم ما داشتيم تو همان ايام عروسي مي گرفتيم و يك لباس عروس داشتيم كه براي عروسمان سفارش داده بوديم بدوزند خلاصه قبل از آنكه عروسمان استفاده كند همان شب دخترمان استفاده كرد آقا گفتند من يك فرش ماشيني مي دهم شما هم يك فرش و مراسم برگزار شد.

براي عروسي هم دو تا پيكان از ما بود و دو تا پيكان هم از اقوام آقا مراسم در خانه ما طول كشيد. تا آمدند عروس را ببرند خانواده آقا هم آمده بودند. فقط آقا نتوانسته بودند بيايند. مراسم تا حدود ساعت يك طول كشيده بود تا اينكه ما عروس را آورديم خانه ديديم آقا همينطور بيدار نشسته‌اند منتظرند كه عروس را بياورند گفتند من اخلاقا وظيفه خود مي دانم براي اولين بار كه عروسمان قدم مي‌ذاره تو خونه ما تو فاميل ما من هم بدرقه‌اش كنم هم به اصطلاح خوش آمد بگم اون نگه كه براي من ارزشي قائل نبودند. ما تعجب كرده بوديم فكر نمي كرديم آقا تا اون موقع شب بيدار باشند به خاطر اينكه عروسش را مي خواهند بياورند. خانواده آقا چون اون شب سرشون شلوغ بود غذا هم به آقا نداده بودند. آقا گفتند كه آقاي دكتر امشب شام هم نداشتيم من يكي از اين پاسدارها را صدا كردم گفتم شما خوردني چيزي نداريد يكي از پاسدارها گفت غير از يك كمي نون چيز ديگه نداريم آقا فرموده بودند بياور حالا يك چيزي مي خوريم بعد هم كه دختر وارد شد آقا نشستند و چند دقيقه‌اي برايشان در مورد تفاهم در زندگي و شرايط و اهميت زندگي زناشويي صحبت كردند و تا پاي در خونه عروس را بدرقه كردند خوش آمد گفتند بعد برگشتيم حالا رعايت اداب حتي تا چنين جايگاهي، اينها از بركت انقلاب اسلامي از بركت خون شهدا است. ايشان دستور دادند حتي از ريزترين وسايل دفتر چون مال بيت‌المال است استفاده نشود. حتي وقتي مشكل وسيله نقليه هم پيش آمد اجازه ندادند از وسايل دفتر استفاده شود.
+ نوشته شده توسط عماد در چهارشنبه بیست و سوم دی 1388 و ساعت 6:43 |
پروژه عبور از موسوي رسما کليد زده شد
هرچند که ميرحسين موسوي در در بخش اول بيانيه شماره 17 خود رويه سابق حمايت از آشوبگران را پي گرفت اما در ادامه طرح 5 راهکار براي خروج از وضعيت فعلي و به رسميت شناختن دولت محمود احمدي نژاد به مذاق حاميان خارج نشين وي چندان خوش نيامد و 5نفر از اين افراد با صدور بيانيه اي متفاوت عملا طرح عبور از موسوي را کليد زدند.

به گزارش ايرنا در اين بيانيه که به امضاي عبدالکريم سروش، عبدالعلي بازرگان، محسن کديور، اکبر گنجي و عطاالله مهاجراني رسيده است به اصطلاح 'خواسته هاي بهينه جنبش سبز' که تحقيقا غيرقابل تحقق مي باشد مطرح گرديده است.

اين افراد خارج نشين دراولين بند مطالبات مضحک خود برخلاف ميرحسين موسوي که دولت احمدي نژاد را به رسميت شناخته است، خواستار استعفاي محمود احمدي نژاد از رياست جمهوري ، برگزاري انتخابات مجدد و لغو نظارت استصوابي شده اند.

اين بيانيه که در سايت ضدانقلاب جرس که متعلق به همين افراد است،منتشر شده همچنين خواستار انحلال شوراي انقلاب فرهنگي و استقلال دانشگاه ها مي شود که در بيانيه موسوي هيچ اشاره اي به آنها نشده است.جالب آنکه عبدالکريم سروش خود از موسسان و اعضاي اين شورا از بدو تاسيس بوده است.

آزادي کليه زندانيان سياسي، کليه رسانه ها، به رسميت شناختن حق جنبشهاي دانشجويي و زنان، اجتماعات مسالمت آميز و فعاليت احزاب سياسي از مشترکات درخواست هاي بيانيه ياده شده با بيانيه موسوي است.

استقلال قوه قضائيه و انتخاباتي کردن رياست آن از ديگرخواسته هاي خلاف قانون اساسي افراد مذکور است که مورد تاييد موسوي نمي باشد.
جالب آنکه بازرگان، سروش، کديور، گنجي و مهاجراني بدليل آنکه مطالبات متفاوتشان عبور از موسوي تلقي نشود در قالبي تشريفاتي خاطرنشان کرده اند پيشنهادهاي آقاي موسوي "جنبه حداقلي" دارد و آنها "ضمن حمايت کامل" از رهبران جنبش اعتراض آميز مردم در داخل "روايت خود را از خواسته هاي بهينه" اين جنبش اعلام مي کنند.
+ نوشته شده توسط عماد در دوشنبه چهاردهم دی 1388 و ساعت 15:49 |
افزايش 14 برابري بودجه نظامي امريكا براي سركوب شيعيان يمندر ماه های جاری شدت کمک های نظامی و اقتصادی امريكا به یمن برای سرکوب مسلمانان اين كشور افزايش قابل توجهي يافته و مقامات ايالات متحده اعلام کرده اند که این کمک ها همسو با جنگ در افغانستان و پاکستان انجام شده است.

به گزارش رجانيوز به نقل از ميدل‌ايست آنلاين، این حملات و کشتار مسلمانان در یمن همزمان با آغاز سال نو ميلادي نیز متوقف نشده است.

بر اساس اعلام "داربی گرت هولادی"، سخنگوی وزارت خارجه امريكا، میزان کمک مالی امريكا برای کشتار مردم مسلمان صعده از 40،3 میلیون دلار در سال 2009 به 63 میلیون دلار در سال جدید خواهد رسید. به گفته هولادی، این بودجه نسبت به سال 2009 میلادی 56 درصد و نسبت به سال 2008 میلادی 225 برابر افزایش داشته است. این کمک ها بدون درنظر گرفتن پشتیبانی است که در طول سال انجام می شود.

سخنگوی وزارت امور خارجه امريكا اعلام کرد: "امريكا و یمن به همکاری خود ادامه می دهند و درصدد آن هستند تا حتی میزان این همکاری ها را نیز افزایش دهند."

به گفته برایان ویتمن سخنگوی پنتاگون، امريكا از سال 2006 صندوقی را با نام "صندوق 1206" تاسیس کرده تا بتواند آموزش و تسلیحات نظامی در اختیار دولت یمن قراردهد، این کمک ها شامل تهیه لوازم یدکی بالگرد، ابزار تشعشع سنجی، تانک و قایق های گشتی و دیگر تسلیحات نظامی می‌شود.

به گفته سخنگوی پنتاگون، بودجه امريكا براي یمن در سال 2006 تنها 4،5 میلیون دلار بوده است.

همکاری های اطلاعاتی و بین مقامات یمنی و امريكا به‌منظور کشتار مسلمانان یمن نیز ادامه و گروه ویژه ای از نیروهای مخصوص نظامی امريكا کار آموزش نظامیان یمنی را بر عهده دارد.

بر اساس آمارهای سازمان ملل، تعداد آوارگان جنگی در شمال یمن از مرز 150 هزار نفر گذشته و در برخی مناطق نیز مردم بدون آب و غذا در خانه‌های خود حبس شده‌اند.

عبدالملك حوثي، شرایط فعلي يمن را به دوران تهاجم صرب‌ها به بوسني هرزگوين تشبيه كرده و مي‌گويد متأسفانه مجامع بين‌المللي و سازمان هاي طرفدار حقوق بشر، تاكنون نه تنها به زنان و كودكان يمني آب، غذا و دارو ارسال نكرده اند، بلكه به تماشاي كشتار آنها نشسته اند.

علي ناصر محمد رئيس‌جمهور سابق يمن نيز در گفت‌‌وگو با خبرگزاري "اكي" ايتاليا، هرگونه ارتباط بين حوثي‌ها و القاعده را رد كرده و مي‌گويد اصولا از لحاظ ايدئولوژيك نيز بين آنها تنفر و دشمني وجود دارد.

آخرين گزارش ها از ميدان هاي نبرد در يمن حاكي است، شيعيان صعده تلاش نيروهاي نظامي عربستان براي تسلط بر بلندي هاي مشرف به استان صعده را براي چندمين بار پياپي در سه روز اخير ناكام گذاشتند.

+ نوشته شده توسط عماد در دوشنبه چهاردهم دی 1388 و ساعت 9:40 |


Powered By
BLOGFA.COM


"C:\Documents and Settings\XP\Desktop\rahbar01.jpg"